آقا! سنگها را از روی شکم تان باز کنید که اوضاع عوض شد. رئیس بانک مرکزی یک ماه قبل گفته بود ما وارد " شعب ابوطالب" می شویم و مردم باید گرسنگی تحمل کنند، آیت الله خامنه ای بررسی کرد و متوجه شد که حکومت نه تنها در شرایط شعب ابوطالب نیست بلکه در شرایط غزوه " بدر" و " احد" است. در جنگ بدر مسلمانان که تازه مکه را گرفته بودند، فقط سی سال بود، متوجه شدند که کفار، یعنی ملت ایران، قصد دارند که کاروانی را از مکه خارج کنند، احتمالا قصد ادامه زندگی شان را داشتند، به همین دلیل مسلمانان با 300 نفر به هزار نفر از مسلمانان حمله کردند و همه آنها را نابود کردند، تعدادی را اسیر گرفتند و مثل موسوی و کروبی و بقیه زندانی کردند، بقیه را هم کشتند.
نتیجه اول: رهبری می داند که تعداد مخالفانش سه برابر خودش است.
نتیجه دوم: مردم ایران همه کافر و بی دین هستند، و طرفداران رهبر همه مسلمان هستند.
نتیجه سوم: رهبری کشور فکر می کند مثل پیامبر اسلام است و مخالفانش مثل بنی امیه.
نتیجه چهارم: رهبری امیدوار است که پیروز شود.
البته جنگ احد هم کمابیش مثل شرایط فعلی است، یعنی مسلمانان( حامیان رهبری) قصد جنگ با کفار( مردم ایران) را دارند، ولی چون حواس شان به سوراخ بین کوهها نیست( احتمالا تنگه هرمز یا هاشمی رفسنجانی یا اصلاح طلبان) در جنگ شکست می خورند.
نتیجه پنجم: رهبری باز هم خودش را در موضع پیامبر می بیند
نتیجه ششم: مردم در هر حال در موضع کفار هستند.
نتیجه هفتم: مسلمین دچار حواس پرتی هستند و شکست می خورند.
نتیجه هشتم: رهبری درس تاریخ اسلام را خوب نخوانده، چون اصلا غزوه بدر به غزوه احد ربطی ندارد. دو جنگ هستند با دو نتیجه متفاوت.
البته به نظر من هر دو مثال اشتباه است. چون شرایط فعلی کشور مثل جنگ " صفین" است که خوارج( طرفداران احمدی نژاد) از حکومت خروج می کنند و بعد ابن ملجم مرادی( احمدی نژاد) در مسجد آیت الله خامنه ای را به شهادت می رساند و همه گریه می کنیم. بعد می رویم نذری می خوریم.
نتیجه اول: رهبری می داند که تعداد مخالفانش سه برابر خودش است.
نتیجه دوم: مردم ایران همه کافر و بی دین هستند، و طرفداران رهبر همه مسلمان هستند.
نتیجه سوم: رهبری کشور فکر می کند مثل پیامبر اسلام است و مخالفانش مثل بنی امیه.
نتیجه چهارم: رهبری امیدوار است که پیروز شود.
البته جنگ احد هم کمابیش مثل شرایط فعلی است، یعنی مسلمانان( حامیان رهبری) قصد جنگ با کفار( مردم ایران) را دارند، ولی چون حواس شان به سوراخ بین کوهها نیست( احتمالا تنگه هرمز یا هاشمی رفسنجانی یا اصلاح طلبان) در جنگ شکست می خورند.
نتیجه پنجم: رهبری باز هم خودش را در موضع پیامبر می بیند
نتیجه ششم: مردم در هر حال در موضع کفار هستند.
نتیجه هفتم: مسلمین دچار حواس پرتی هستند و شکست می خورند.
نتیجه هشتم: رهبری درس تاریخ اسلام را خوب نخوانده، چون اصلا غزوه بدر به غزوه احد ربطی ندارد. دو جنگ هستند با دو نتیجه متفاوت.
البته به نظر من هر دو مثال اشتباه است. چون شرایط فعلی کشور مثل جنگ " صفین" است که خوارج( طرفداران احمدی نژاد) از حکومت خروج می کنند و بعد ابن ملجم مرادی( احمدی نژاد) در مسجد آیت الله خامنه ای را به شهادت می رساند و همه گریه می کنیم. بعد می رویم نذری می خوریم.




1 commenti:
آخری خیلی باحال بود احمدی خوارج و نظری. ایول
Posta un commento