زیباترین گل زده شده درتاریخ فوتبال زنان

گل فوق العاده زیبای ژاپن به کره در جام جهانی فوتبال زنان که بیشتر شبیه به بازی پلی استیشن می ماند .



ادامه مطلب

سیزده تفاوت بین ما و بقیه


انتخابات: همه جای دنیا انتخابات برگزار می کنند که حاکم جدید رو انتخاب کنند، ما انتخابات برگزار می کنیم که حاکم قبلی ثابت کنه که هنوز باید حاکم باشد.



اقتصاد: همه جای دنیا اقتصاد عاملی است که باعث می شود مردم در انتخاب قبلی شان تجدید نظر کنند، در ایران اقتصاد وسیله ای است برای اینکه مردم نتوانند در انتخاب قبلی شان تجدید نظر کنند.



فرهنگ: در همه جای دنیا فرهنگ آداب و سنن مردم است که دولت کمک می کند تا حفظ شود، در ایران فرهنگ آداب و سنن مردم است که دولت سعی می کند آن را از بین ببرد، ولی موفق نمی شود.



دانشگاه: در همه جای دنیا دانشگاه جایی است که در آن جوانان علم می آموزند تا یا با دانش بیشتری زندگی کنند و یا به مردم خدمت کنند، در ایران دانشگاه جایی است که در آن جوانان علم می آموزند، که یا با حکومت مبارزه می کنند، یا بروند خارج برای خدمت به مردم یک کشور دیگر، یا برای خدمت به دولت به سفارتخانه های خارجی حمله کنند.



زندان: در همه جای دنیا زندان جایی است که آدمهایی که برای جامعه خطرناک هستند، نگهداری می شوند تا وقتی خوب شدند آزاد شوند، در ایران زندان جایی است که آدمهایی که برای جامعه مفید هستند در آن نگهداری می شوند تا وقتی که قول بدهند دیگر به مردم کمک نکنند و آزاد شوند.



خیابان: در همه جای دنیا خیابان جایی است که مردم برای خوشگذرانی به آنجا می روند، در ایران خیابان جایی است که بسرعت از آن رد می شوند که به خانه برسند و خوش بگذرانند.



جنگ: در همه جای دنیا جنگ عاملی است که دولت تلاش می کند اتفاق نیافتد تا قدرت بیشتری داشته باشد، در ایران جنگ عاملی است که دولت تلاش می کند اتفاق بیافتد تا قدرت بیشتری داشته باشد.



پلیس: در همه جای دنیا پلیس گروهی از آدمهای قوی هستند که وقتی آدم آنها را می بیند احساس امنیت می کند، در ایران پلیس گروهی از آدمهای مریض هستند که وقتی آدم آنها را می بیند احساس وحشت می کند.



ارتش: در همه جای دنیا ارتش گروهی است از مردمی که دیده نمی شوند، ولی از مرزهای کشور حفاظت می کنند، در ایران ارتش همان دولت است، کسی هم از مرزها حفاظت نمی کند.



دولت: در همه جای دنیا دولت گروهی از مدیران و سیاستمداران و کارمندانی است که به مردم خدمات می دهند تا زندگی راحت تر شود، در ایران دولت گروهی از نظامیان هستند که جلوی مدیران و سیاستمداران و کارمندان را می گیرند که مردم سختی زندگی در این جهان را عمیقا بفهمند.



سفارتخانه: در همه جای دنیا سفارتخانه خاک یک کشور بیگانه است که مردم از آن ویزا می گیرند تا به آن کشور بروند و با آن آشنا شوند، در ایران سفارتخانه یکی از دفاتر جاسوسی کشور خارجی است که بسیجی ها به آن حمله می کنند تا بعدا دولت به آنها خسارت بدهد و مردم برای گرفتن ویزا به یک کشور خارجی بروند تا از آنجا ویزای یک کشور خارجی تر را بگیرند.

خانواده: در همه جای دنیا خانواده نهادی است که پس از دو سال آشنایی میان یک زن و مرد تشکیل می شود و احتمالا ده سال بعد جدایی اتفاق می افتد، در ایران خانواده نهادی است که بعد از ده روز عشق تشکیل می شود و دو سال بعد رابطه زن و مرد تیره می شود و سی سال با هم زندگی می کنند.



اعتیاد: اعتیاد در همه جای دنیا یک فاجعه است که باعث می شود زندگی عادی آدم به لجن کشیده شود، در ایران اعتیاد یک اتفاق عادی است که باعث می شود آدم متوجه به لجن کشیده شدن زندگی نشود.
ادامه مطلب

طنز، ولی‌ بسیار تلخ.از دهه ۵۰ تا ۹۰ چه برسر ما ایرانیها آمد


در این پنجاه سال همه چیز تغییر کرده است، خیلی بیش از تغییر، انگار به اندازه یک قرن تغییر کرده است. فرض می کنیم، در هر سالی به فاصله ده سال واکنش یکی از مردم در مقابل مسائلی که رخ می داد، چه بود؟



صبح که از خواب پامی شیم، چی می گیم، چی می شنویم؟

1350: صبح بخیر عزیزم. صبح بخیر عزیزم.

1360: سلام رفیق! صبح بخیر برادر!

1370:صبح بخیر! واه، تو هنوز بیداری داری ماهواره نگاه می کنی؟

1380: صبح بخیر عشق من! صبح بخیر عزیزم، تا صبح داشتم می نوشتم، اگه فرصت کردی بعد از صبحانه بخونش.

1390: صبح بخیر! چشم بند بزن بریم دستشویی.



وقتی پسرمون خداحافظی می کنه بره مدرسه، چی می گه؟

1350: خداحافظ پاپا! می شه پنج زار بدی یه توپ بخرم؟

1360: خداحافظ پدر! من امروز میتینگ دارم، اگر برنگشتم خونه منو لو ندی.

1370: خداحافظ بابایی! خودم می تونم تنهایی از خیابون رد بشم، نمی خواد شما بیایین.

1380: خداحافظ باباجونم! اگر بردنت زندان یادت باشه من و مامان بهت افتخار می کنیم.

1390: خداحافظ پدر! من شب می رم خونه مامانم.




وقتی از همسرمون خداحافظی می کنیم که بریم سر کار بهمون چی می گه؟

1350: شب مست نکنی بیای نصف شب خونه.

1360: باز هم که پیراهن اتو کشیده پوشیدی، احمق! اخراج ات می کنن!

1370: عصری قبل از اومدن با وارطان قرار بذار ازش عرق بگیر، داداشم و بابام می آد هیچی نداریم، یادت نره ها، زشته!

1380: کیان و زنان و راه نو رو هم بگیر، یه بسته سیگار مور هم برای من بگیر.

1390: شب می ری پیش اون زنیکه، بیخودی دروغ نگو، سر بچه گول می مالی؟
وقتی نشستیم توی تاکسی چی می گیم؟

1350: لطفا شیشه رو بکشین پائین، هوا دم کرده.

1360: شما از موضع بورژوازی ملی نگاه می کنید، به همین دلیل تضاد اصلی رو نمی بینید.

1370: همه شون دزدن، این کوسه هم رئیس دزدها.

1380: خاتمی هر کاری می تونست کرد، نمی شه که یه روزه همه مملکت رو ریخت به هم.

1390: چطور اون موقع که تو هاله نور بود کسی نگفت جن گیر و رمال داره؟



وقتی از دکه روبروی اداره می خواهیم روزنامه بخریم

1350: یه کیهان، با یه بسته آدامس.

1360: امروزتوقیف شد؟ پس یه کیهان بده، یه اطلاعات.

1370: یه سلام بدین، گل آقا امروز می آد.

1380: این یازده تا روزنامه و مجله رو می برم.

1390: داداش! سیگار داری؟




وقتی رئیس صدامون می زنه و می ریم خدمت ایشون

1350: سلام قربان! فرمایشی بود؟

1360: سلام برادر! امری بود؟

1370: سلام حاج آقا! امانتی رو خدمت تون آوردم، جنس اش خوبه.

1380: سلام استاد! دیدین کیهان گیر داده بهتون؟

1390: سلام حضرت! دیشب خواب تون رو دیدم
.




وقتی دخترمون زنگ می زنه و می گه می خواد با دوستش شب بره مهمونی.

1350: برو، قبل از ساعت هشت خونه باشی.

1360: قبل از ساعت ده حاضر باش، داداشی با شناسنامه می آد دنبالت با هم برگردین.

1370: برو، ولی قبل از دوازده شب با آژانس برگرد.

1380: کلید که داری؟ زیاد سروصدا نده ما رو بیدار نکن. برگشتن خیار با خودت بیار.

1390: باشه عزیزم، بسلامت، رسیدی لندن از طریق فیس بوک بهم خبر بده، سعی کن بتونی برگردی ایران. ولی اگر من یا مامانت رفتیم زندان بخاطر ما برنگردی ها!





مهمون ها رسیدن و پسرعمو هم تازه از انگلیس اومده، پسرعمو چی می گه؟

1350: درسم تموم شد برمی گردم، می شم استاد دانشگاه.

1360: درسم انگلیس تموم نشده، برگشتم به انقلاب خدمت کنم.

1370: گفتم حالا که دیگه از انقلابی ها خبری نیست، بیام ایران بشم استاد دانشگاه.

1380: بازجو هفته پیش گفت بشرطی آزادت می کنیم که سریع برگردی همون جا که بودی، منم پس فردا دارم می رم لندن.

1390: برخوردشون خیلی خوب بود، هم انفرادی هم عمومی، هفته دیگه هم گذرنامه مو پس می دن برگردم لندن، قراره هفته ای یک بار با پرس تی وی مصاحبه کنم، تا بتونم برم بیام.





وقتی شب تلویزیون رو نگاه می کنیم و مصاحبه رئیس جمهور رو می بینیم

1350: جنتلمن، آقا، شیک!

1360: عین گداها بود، این دیگه کیه؟

1370: معلوم نیست داره گریه می کنه، یا می خنده؟

1380: نازبشه، مثل فیلسوف هاست، حیف که گیربد کسایی افتاده.

1390: آدم نگاهش می کنه افسرده می شه.





وقتی نصف شب از خواب می پریم و می بینیم یه غریبه تو خونه مونه، چی می گیم؟

1350: آی دززززززززززززززد! یه پلیس به دادمون برسه.

1360: چشم، الآن آماده می شم بریم اوین.

1370: ببخشید شما از کمیته هستید؟/ نه، دزدم/ بفرمائید راحت باشید، مزاحم نمی شم.

1380: ببخشید، اگر دزد نیستید و مامور امنیتی هستید، باید برید طبقه بالا، تنها روزنامه نگار ساختمان ما آقای شمس طبقه بالا می شینه.

1390: آی پلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییس! یه دزد به دادمون برسه.




 طنز, تلخ 


s.e.nabavi
ادامه مطلب

چرا نباید کش داد؟



آیت الله خامنه ای گفته است " مطبوعات قضیه اختلاس را کش ندهند." و ضمنا گفته است که قوه قضائیه دست عوامل فساد را با بیرحمی قطع کنند.



خوب طبیعی است که ایشان دوست ندارد که مطبوعات وارد این قضیه شوند، فرض کنیم که منظورش هم این است که مطبوعات این وسط ماجرا را سیاسی نکنند، اما نفهمیدیم نماینده های مجلس از کی مطبوعاتچی شدند؟ می پرسید منظورم چیست؟ منظور این است که بلافاصله بعد از اینکه رهبر به مطبوعات گفت چیز اختلاس را نکشند، " یازده نماینده مجلس که در مورد فساد سه هزار میلیاردی از دولت شکایت کرده بودند، شکایت شان را پس گرفتند." آیا منظور رهبر از اینکه مطبوعات قضیه را کش ندهند، این بود که مجلس قضیه را کش ندهد؟ منظور این بود که قوه قضائیه هم قضیه را کش ندهد. یا اصولا هیچ کس قضیه را کش ندهد؟ البته من خیلی در مورد " کش" دار شدن داستان فکر کردم و به نظرم رسید که به دلایلی این کش دار شدن ممکن است خیلی هم چیز جالبی نباشد.



اول: وقتی یک چیزی را کش می دهید در می رود و می رود کانادا.



دوم: وقتی چیزی را کش می دهید ممکن است سرش از دست تان در برود و بخورد توی چشم اسفندیارتان و آن وقت مجبور شوید هم بکشید هم فشار بدهید.



سوم: با توجه به اینکه شکاف بطور طبیعی در جاهای مختلف نظام وجود دارد، طبیعی است که کش آمدن باعث پارگی می شود و شکاف را بیشتر می کند.



چهارم: اگر فرض کنیم دولت ... کش است، مجلس هم .... کش است، قوه قضائیه هم ... کش است، ور رفتن با هر نوع کش و کش دادن قضیه باعث می شود پای این قوای کشدار کشور به میان بیاید.



پنجم: اصولا خود " کشور" هم فعلا موضوعی " کش" دار است، یعنی با این وضعی که یک روز کش بن علی در می رود، یک روز کش مبارک در می رود، یک روز کش قذافی در می رود و الآن مردم سوریه دارند کش بشار اسد را می کشند، معلوم نیست این کشدار شدن قضایا باعث در رفتن کش کشور بشود یا نه. یا اینکه چه زمانی کش اش در برود.



ششم: اصولا رهبری همانطور که گفت " دست های مفسدین را قطع کنید" بیشتر دوست دارد " ببرد" تا " کش بیاورد". چون وقتی کش می آید، مردم هر روز خبر می شنوند و اطلاع پیدا می کنند، در حالی که وقتی می برند، یک چیزی را می برند و خلاص شد رفت.



هفتم: موضوع کش در اقتصاد خیلی کش دار است، یعنی سر کش بانک صادرات وصل می شود به بانک ملی و پارسیان و آریا و تات و سپه و تجارت و خیلی بانکهای دیگر، یک کمی دیگر آن را بکشید وصل می شود به بانک مرکزی و سیستم اقتصادی دولت، یک کمی دیگر بکشید، وصل می شود به رئیس جمهور. حالا مساله این است که شما بخواهید رئیس جمهور را بکشید، یا می خواهید فشار دهید؟ اگر بکشید پاره می شود و بعد باید یکی دیگر بیاورید، ولی اگر فشار بیاورید، فعلا ممکن است دوام بیاورد که بعدا بتوانید ببرید.



هشتم: در خیلی اوقات کشدار شدن موضوعاتی مثل اختلاس باعث توسعه استفاده از واژه های کشدار می شود، مردم هم وقتی واژه های کشدار را استفاده می کنند، آن را برای دولت استفاده نمی کنند، چون دولت درست است که با صفات کشدار توصیف می شود، ولی به هر حال کش اش دست رهبر است، مجلس هم که مدتهاست کشائی خود را از دست داده و هیچ تغییری در آن رخ نمی دهد، می ماند قوه قضائیه که باید رهبری آن را فشار بدهد، تا کش بیاید، به هر حال این کش را هر جا استعمال کنند، یک راست برمی گردد طرف خود رهبری.

طنز

S.Ebrahim.Nbavi




ادامه مطلب

سوپرگل جادوگر"علی كریمی" به الهلال ( ویدئو )


ادامه مطلب

پروويچ: هيچ بازيکن مشهوري نديده‌ام که مانند کريمي باشد



بازيکن صربستاني پرسپوليس گفت: من و گل‌محمدي مثل دو دوست هستيم و در مورد خيلي موارد با هم صحبت مي‌کنيم.

پروويچ در بازي با فجرسپاسي اولين بازي خود را براي پرسپوليس به نمايش گذاشت. او در گفت و گو با فارس در مورد اولين حضور خود در اين تيم صحبت‌هاي زير را مطرح کرد.



* اين نخستين بازي شما براي پرسپوليس بود. نظرت در مورد پرسپوليس و همچنين تيم حريف چيست؟



همان طور که اشاره کرديد اين نخستين باري بود که براي پرسپوليس بازي مي‌کردم. اين بازي براي من خيلي مهم بود. خيلي خوشحالم که توانستيم اين ديدار را با نتيجه 2 بر صفر پيروز شويم. همواره دوست دارم در تمام بازي‌هايمان به پيروزي برسيم به خصوص در ديداري که روز جمعه در پيش داريم زيرا برد در آن ديدار براي ما اهميت فوق العاده‌اي دارد. جدال با فجر به دليل اينکه در خارج از خانه برگزار مي‌شد براي ما خيلي سخت بود. فجر تيم خوبي بود و بازي خوبي را نيز به نمايش گذاشت. جو خيلي خوبي در اين مسابقه حاکم بود. من نيز به اين دليل به پرسپوليس آمدم که احساس مي‌کردم تيم بسيار خوبي است.



*شما 15 روز است که وارد فوتبال ايران شده‌ايد. نظر کلي شما در مورد فوتبال ايران چيست؟



من خيلي چيزها در مورد فوتبال ايران مي‌دانم. به نظر من مهم‌ترين مسئله اين است که مردم ايران فوتبال را دوست دارند و براي آن زندگي مي‌کنند. ورزشگاه‌هاي خوبي در ايران وجود دارد و از چمن‌هاي مناسبي برخوردارند و ورزشگاه‌ها نيز در زمان مسابقه پر مي‌شوند. اينها براي فوتبال ايران خيلي خوب هستند. در کل جو حاکم بر فوتبال ايران را دوست دارم.



* آيا پرسپوليس در اين فصل مي‌تواند موفق شود يا نه؟



ليگ هنوز به پايان نرسيده و ما بازي‌هاي فراواني تا پايان فصل داريم. تصور مي‌کنم اگر بتوانيم در بازي‌هايمان به پيروزي برسيم براي ما خيلي مهم خواهد بود. مي‌توانيم انتظار خيلي بالايي از خودمان در پايان فصل داشته باشيم. فوتبال اين است که شما نمي‌دانيد در پايان چه چيزي براي شما رقم خواهد خورد. فقط بايد خوب بازي کنيم و به چيزهاي ديگر اهميت ندهيم.



* يحيي گل محمدي به عنوان سرمربي پرسپوليس از بازي تو برابر فجر سپاسي راضي بود. نظر شما در مورد اين چيست و به طور کلي نظر خودتان در مورد گل محمدي را بگوييد.



او مربي خوبي است. ما مانند 2 دوست هستيم. اين موضوع براي من اهميت بالايي دارد. يحيي کمک‌ زيادي به من کرد. او در مورد خيلي چيزها با من صحبت مي‌کند. همان طور که مي‌دانيد اين موارد براي يک بازيکن خيلي اهميت دارند.



* نظر شما در مورد علي کريمي چيست؟ شنيده‌ايم که رابطه دوستانه خيلي خوبي با او برقرار کرده‌ايد.



هيچ گاه شخصي را مانند کريمي نديده‌ام. او خيلي مشهور است. در تيم‌هاي خارجي و آلمان بازي کرده ولي هيچ بازيکن مشهوري نديده‌ام که مانند او باشد. حضور او در تيم براي ما اهميت بالايي دارد. حضور بازيکناني مانند کريمي و مهدوي کيا در ترکيب تيم خيلي ارزشمند است.
 
 
90varzeshi
ادامه مطلب

اين جور دخترها باعث افتخار هستن,سه تا دختر ايرانی که تو آلمان گل کاشتن

سه تا دختر ايرانی که تو آلمان گل کاشتن
ادامه مطلب