لاشه لاتیسم!

براساس گفته های احمدی نژاد، قوه قضائیه که همه شان دزدند، مجلسی ها هم اکثرا دزد و رانت خوارند، دفتر رهبری هم در اختلاس دخالت داشته، هر کسی هم که از مخالفان دولت در اصولگرایان منتقد دولت بوده، پول بالا کشیده، جواد لاریجانی هم که هولوپی هفت میلیارد زمین را با آن چشمهای ورقلمبیده قورت داده رفته پائین، ائمه جمعه که همه شان از رئیس جمهور رشوه گرفته اند میلیون میلیون. جهرمی هم که یک پایش شورای نگهبان است، یک پایش در بیت و آن وسط هم جیش می کند به دولت، خودش رئیس اختلاس چی هاست. این وسط کی آدم سالمی است؟ دولت آقای دکتر.
براساس گفته رئیس قوه قضائیه اگر تخریب های دکتر ادامه پیدا کند، طراحی های خاص فاش می شود، آقای دادستان هم گفته که معاون اول رئیس جمهور دزد است، معاون دومش هم دزد است، معاون قبلی اش هم رشوه خوار است، معاون چهارمش هم رانت خوار است، مشاورش هم که رئیس دزدهاست، خودش هم به گفته رئیس مجلس لات بازی در می آورد. اژه ای هم که هر روز ده تا از دزدهای " کش" دار دوروبر مشائی و دکتر را می فرستد آب خنک بخورند، حال شان خوب بشود. این وسط کی سالم است؟ رئیس قوه قضائیه

بروجردی جان، نماینده سابقه دار مجلس که در اختلاس دست داشته، پنج تا نماینده دیگر هم که در اختلاس دست داشتند. هفت تا نماینده مجلس عضو هیات مدیره بزن و بچاپ اند. دوازده تا نماینده دیگه عضو شورای مرکزی زمین داری اند. آقا مجتبی که اول اختلاسه، ناطق نوری که در اختلاس دست داشته، جهرمی که پای اختلاس است، رحیمی که سر اختلاس است، مشائی که خودش اصل اختلاس است، یعنی تو این مملکت هیچ کس نیست که در این اختلاس نقش نداشته باشد. می ترسم آخرش فقط خاوری در اختلاس دست نداشته باشد.

رئیس جمهور گفته: نامردی می کنند، نامردی هم جواب دارد. لاریجانی گفته: احمدی نژاد لات بازی در می آورد. احمدی نژاد گفته حضرت سلیمان می خواست ترتیب هدهد را بدهد. دادستان گفته رئیس جمهور هرچه گفته دروغ است. احمدی نژاد گفته: آب بریز اونجات خنک بشه. واعظ شهر گفته: مشائی فلانجای احمدی نژاد است. نقدی گفته: خاتمی کودن است. کی با تربیت است؟ اصغر قاتل

نتایج بودجه  منتشر شد. دولت 26 هزار میلیارد تومان، یعنی 24 میلیارد دلار کسری بودجه دارد. یعنی بیشتر از کل بودجه سالانه دولتها در دوره هاشمی و خاتمی. درآمد مالیات از 67 درصد به 80 درصد رسیده. واگذاری دارایی سرمایه ای 39 هزار میلیارد تومان نفت( 99.7 درصد) و اموال منقول و غیرمنقول 115 میلیارد تومان( کمتر از صد میلیون دلار) واگذاری دارایی مالی 4 میلیارد تومان( 80 درصد برنامه تحقق پیدا نکرده)، پرداخت هزینه جاری دولت( 54 هزار میلیارد تومان) 16 درصد به هزینه دولت اضافه شده. پرداخت های عمرانی 15 هزار میلیارد تومان. این هم پول مملکت.

خواهر نرو این ور، خواهر نرو اون ور
دانشجوی دختر بره این طرف، دانشجوی پسر بره اون طرف. یکی از آقایان خیلی مسوول گفته: برای چی خانم ها می رن تو خیابون، بشینن خونه کاشی حموم و آشپزخونه بسابن. خواهران اسکی باز باید با بزرگترشون که همون داداش کوچیک ترشونه برن اسکی، وگرنه ممنوعه. ورود خانم ها به ورزشگاه ممنوعه، چون آقایون فحش می دن، ورود خانمها به قهوه خانه ممنوع شد، چون آقایون تو قهوه خونه دید می زنن. آقا فرج گفته که خانمهای سینما همه فاحشه اند، چون ده نمکی می خواسته با آنجلینا جولی بره کافه تریا، پوشیدن کفش کتانی برای خانم ها در وزارت کار و دارایی ممنوع شده، چون آقایون کفش چرمی دوس دارن، رئیس پلیس اماکن اعلام کرده ورود خانمها بدون سرپرست به مراکز تفریحی ممنوعه، آقایون هم گفتن ما با خانوم نمی ریم، دوس داریم تنهایی تفریح کنیم. چی برای خانمها آزاده: تجاوز به عنف.

نتیجه گیری اخلاقی: ام القرای اسلام یک جایی است نزدیک چاله میدان سابق.
نتیجه گیری فلسفی: حجت الاسلام اصغرقاتل برادر داش مموت احمدی نژاد بود.
نتیجه گیری اقتصادی: دزد نگرفته نه تنها پادشاه است، بلکه ممکن است رهبر، رئیس جمهور یا معاون او یا مشاور رهبر هم بشود.
ادامه مطلب

/ اگر مربي بودم کريمي را تا 40 سالگي بازي مي‌دادم



90: فردا (سه‌شنبه) دو تيم احياء شده نفت و پرسپوليس در حالي به مصاف هم مي‌روند که هر دو نياز مبرمي به سه امتياز اين بازي دارند. نفت مي‌خواهد خودش را از قعر جدولي جدا کند و پرسپوليس نيز تلاش مي‌کند از ميانه جدول به جمع بالانشينان برسد. گفت و گوي نود را با روح‌اله عرب کاپيتان آباداني‌ها بخوانيد:

علي مسعودي



90: بالاخره روي دور برد افتاديد؟‌



من قبلا هم گفته بودم که اگر دو برد پياپي کسب کنيم روي غلتک مي‌افتيم و مي‌توانيم بردهايمان را تکرار کنيم.



90: تيم احياء شده نفت به مصاف تيم احياء شده پرسپوليس مي‌رود. نظرت در اين باره چيست؟‌



کاملا همينطور است و هر دو تيم روز سختي را در پيش دارند. من به بازيکنان گفتم 17 فينال داريم . بازي‌هاي حذفي براي ما حکم مسابقات تدارکاتي را دارد و زياد به فکر آن نيستم.



90: يک موقع 6 تايي نشويد؟



حرف‌هاي خنده‌دار نزنيد. هنوز به آنجا نرسيديم 6 تايي شويم. آن نتيجه هم يک اتفاق بود و ملواني‌ها بازي را بعد از دو گل رها کردند.



90: از خريدهاي نيم فصل راضي هستيد؟‌



با آمدن چند بازيکن تيم‌ ما جان گرفته. به خصوص آمدن کعبي وزن تيم نفت را بالا برده .



90: خيلي‌ها مي‌گويند کعبي تمام شده است؟



اصلا اينطور نيست و کعبي هنوز 27 سالش است. راه رفتن کعبي هم براي نفت يک نعمت است و روحيه‌اي که او به تيم مي‌دهد به نفع ما تمام مي‌شود. بعضي از بازيکنان بودنشان براي هر تيمي غنيمت است، مثل علي کريمي . باور کنيد اگر من سرمربي بودم به علي کريمي تا 40 سالگي بازي مي‌دادم. فرهاد مجيدي هم همين شرايط را دارد.



90: راستي بازوبند را به کعبي هديه مي‌دهي؟



من بايد 4 سال پيش کاپيتان نفت مي‌شدم. ولي با همه اين تفاسير حاضرم بازوبند را به کعبي بدهم چون او پيش از 70 بازي ملي دارد و چند سال است که در ليگ برتر بازي مي‌کند.



90: ظاهرا در آبادان براي دايي حاشيه درست کرده‌‌اند؟‌



هواداران از اول بازي او را تشويق کردند و کسي هم به او توهين نکرد. فقط من شنيدم با چند خبرنگار درگيري لفظي پيدا کرده ولي در کل نظرم اين است که دايي اسطوره فوتبال ايران است و اگر کسي به او توهين کند به فوتبال ايران توهين کرده. من دايي را قبول دارم و راضي نيستم به او اهانت شود.



ادامه مطلب

به آزادي نيامده بوديم که شش‌تايي شويم



بازيکن تيم صنعت نفت پس از تساوي تيمش برابر پرسپوليس گفت: به آزادي نيامده بوديم که شش‌تايي شويم.

رضا خالقي‌فر پس از تساوي تيمش برابر پرسپوليس گفت: به اينجا نيامده بوديم که شش‌تايي شويم و توانستيم به خوبي به بازي برگرديم و بازي را به تساوي بکشانيم.



وي ادامه داد: گل اول را روي خلاقيت کريمي خورديم و فکر مي‌کنم فقط 10 دقيقه اول، بازي را از دست داديم و بعد از آن به خوبي بازي کرديم.



خالقي‌فر ادامه داد: با توجه به اينکه در انتهاي جدول هستيم هر بازي حکم يک فينال را براي ما دارد و بايد به اين مسئله به خوبي توجه کنيم.



ادامه مطلب

داور دو پنالتي محرز پرسپوليس را نگرفت


هافبک ملي‌پوش پرسپوليس گفت: داور ديدار امشب دو پنالتي محرز براي پرسپوليس نگرفت.

محمد نوري پس از تساوي خانگي تيمش مقابل نفت آبادان گفت: بازي خوبي بود و مي‌توانستيم اين ديدار را با پيروزي پشت سر بگذاريم و حتي گل‌هاي بيشتري هم بزنيم. در همان دقايق اول دو گل به ثمر رسانديم که پس از آن عدم دقت بازيکنان باعث شد در نيمه دوم اين پيروزي را با نتيجه تساوي تغيير دهيم.



وي ادامه داد: داور ضعيف کرد و دو پنالتي براي پرسپوليس نگرفت، در يک صحنه حسين کعبي دست من را کشيد که از ديد داور دور ماند. قرار نبود کعبي حتماً ضربه فني‌ام کند تا پنالتي باشد. هرچند که خطايي که روي ماهيني شد محرزتر بود.



نوري در پايان گفت: مي‌توانستيم ببريم که اين اتفاق نيفتاد و فرصت خوبي از دست رفت.


90 varzeshi



ادامه مطلب

چرا آدم و حوا ایرانی بودند؟

اول: آدم و حوا می تونستن هر میوه ای رو بخورن، اون همه موز و کیوی و توت فرنگی و نارنگی و پرتقال و انار و خیار، این وسط وقتی بهشون می گفتن یک کاری نکنید، مثلا سیب گاز نزنید، عدل رفتن همون سیب رو گاز زدن. غیر از یک ایرانی کی این همه لجبازی می کنه؟دوم: " آدم" تنها کسی رو که "آدم" حساب می کرد خودش بود، به حوا هم اگر می گفتی برای چی با این مرد داری زندگی می کنی؟ می گفت: تو این دنیا جز این هیچ کس " آدم" نیست.سوم: تو بهشت لخت مادر زاد و بدون دردسر زندگی می کردن، اینقدر کارهای نامعقول کردن و خلاف مقررات کردند تا از بهشت بیرون شون کردند، حالا مانتو و شلوار و روسری و چادرمشکی سرشون می ذارن، تا دوباره برگردن بهشت.

چهارم: تا وقتی دو نفر بودند، با هم مشکلی نداشتند، به محض اینکه سروکله " هابیل" و " قابیل" پیدا شد، فورا یکی شون شد اقلیتی، یکی اکثریتی، نمی تونستند بفهمند وقتی دوتا هستند، باید بطور مساوی همه چیز رو تقسیم کنند، هابیل به فکر انقلاب افتاد، قابیل به فکر کودتا، آخرش هم جناح قابیل اون یکی جناح هابیل رو از بین برد، بعد موند با قدرتی که به دست آورده چکار کنه.پنجم: کلا در بهشت یک قانون وجود داشت، نه سد معبر ممنوع بود، نه بالا رفتن از درخت غیرقانونی بود، نه حجاب اجباری بود، نه اذن پدر برای ازدواج ضروری بود، نه اگر اعتراضی می کردند دستگیر می شدند، هیچ ماده قانونی در قانون اساسی شون نبود، جز اینکه " نزدیک شدن به درخت سیب ممنوع می باشد"، همون ماده قانونی رو هم زیر پا گذاشتند.ششم: هابیل و قابیل با وجود اینکه همه چیزشان شبیه هم بود، ولی به هم حسودی می کردند، اختلاف هم که پیدا کردند، با وجود اینکه بلد بودند با هم حرف بزنند، ولی با هم گفتمان نمی کردند. موضوع اختلاف هم کاش طلا و پول و زن و شرط بندی سر بارسلونا و آ ث میلان بود، آنها بخاطر اینکه به خدا نزدیکتر بشوند به هم حسادت می کردند، آخرش هم قابیل بخاطر نزدیک شدن به خدا هابیل را کشت. کدام غیرایرانی برای نزدیک شدن به خدا برادر خودش را می کشه؟هفتم: کلا آدم و حوا در زندگی شان یک جرم مرتکب شدند، بخاطر آن هم از بهشت بیرون شان انداختند، هم لخت مادر زاد ولشان کردند وسط زمین، آخرش هم تا وقتی آدم توبه نکرده بود، قبول نکردند که به حال خودشان آنها را بگذارند. تازه، حوا سیب را خورده بود، خدا آدم را مجبور کرد توبه کند، این هم یک دلیل دیگر که سیستم قضایی اش مثل ایران بود.هشتم: آدم تمام داروندارش یه برگ مو بود که وقتی می بست جلوش انگار شورت کلوین کلاین پوشیده، حوا هم یک برگ مو داشت که وقتی می پوشیدش انگار بیکینی گوچی پوشیده، کون لخت، بدون خونه، توی سرما و گرما، با یک مار، زیر یک درخت سیب زندگی می کردند، وقتی هم می گفتی اینجا چه جور جائیه، می گفتند بهشته.


s.ebrahim.nabavi
ادامه مطلب

یادداشت های روزانه خامنه ای ( صفاسیتی )

خامنه ای: بوسیدن دست من تملق و چاپلوسی نیست، صفاست.

صبح زود آفتاب بعد از من سر زد. بلند شدم و در باغ قدمی زدم. قطرات شبنم بر چمن ها نشسته بود و انتظار پای مرا می کشید. برگشتم از باغ و نماز خواندم. بعد از نماز صبح گروهی از فامیل اعضای بیت آمدند صفا کردند، واقعا غبطه خوردم به این صفایی که آنها می کنند. خودم چند روز قبل دست خودم را بوسیدم، حال خوبی داشت. نباید آنها را محروم کرد. به آنها گفتم عزیزان! و احساس کردم اشک توی چشم شان جمع شده. گفتم که وحید به هر کدام بخاطر صفای باطن شان سکه بدهد. مثل اینکه قیمت سکه بالا رفته است. از وحید پرسیدم قیمت سکه بالارفته؟ گفت: کمی بالا رفته بود، فرموده بودید پائین بیاید، پائین آمد.



ساعت هشت صبح به رئیس جمهور زنگ زدم، گفتم تورم را کم کند، دیشب خواب دیده بودم یک تپه جلوی بیت ایجاد شده، احساس کردم ممکن است تورم بالا رفته باشد. گفت: چند درصد پائین بیاوریم؟ گفتم: فعلا بیاید روی 12 درصد. گفت: الآن به مسوول اداره آمار می گویم. نیم ساعتی بعد مسوول اداره آمار زنگ زده بود و به وحید خبر داد که تورم پائین آمده و رسیده به 12 درصد. آقا مجتبی پریروز آمده بود و اصرار می کرد که تورم را بیاوریم روی 8 درصد، عروسم گفته که 8 درصد خوب است. گفتم فعلا بگذار یک هفته ای 12 درصد باشد، بعدا دستور می دهم 8 درصد بشود. راضی شد و رفت. بچه قانعی است.



ساعت 10 صبح نقدی آمده بود. خبرهای وال استریت را پرسیدم، گفتند که طرفداران انقلاب دارند بخوبی عمل می کنند. این وال استریت هم مثل جنگ خندق است، باید آخرش خودم دستوری بدهم. آن طرف این اوباما مثل عمربن عبدود ایستاده، من هم که مجبورم بخاطر روند تاریخ تحمل کنم تا یک سال دیگر که قرار است سنت الهی را جاری کنیم. اوکلندی ها هم مثل انصار محکم ایستاده اند. به وحید گفتم ببین چند نفر را دستگیر کردند؟ همان موقع زنگ زد به آقا صادق در اوکلند، گفتند 12 نفر دستگیر شده، گفتم من می دانم بیشتر دستگیر شده اند. آقا صادق گفت: پانصد نفر چطور است؟ به نظرم آمد همین تعداد باید باشد. گفتم: پانصد نفر اندازه است، نه زیاد است که ملت اوکلند اذیت بشوند، نه کم است که به حساب نیایند. وحید دستور داد که در تلویزیون حقایق را اعلام کنند. اعلام کردند 500 نفر در اوکلند دستگیر شده اند.



ساعت 11 و نیم دانشجویان سپاه آمدند و دست ما را گرفتند و صفا کردند و به آنها قند دادیم. کام شان شیرین باد. یکی از آنها که چند بار صفا کرده بود و به نظر می آمد یک روحانیتی در چهره اش هست، به من گفت: " چرا مسیر تاریخ را تغییر نمی دهید؟" از لحن مودبانه و فرهیختگی او خوشم آمد. گفتم: آورین آورین. و توضیح دادم که ما تغییر مسیر را شروع کردیم ولی باید صبر کنیم. از پارسال تاریخ بشریت را در آفریقا تغییر دادیم، امسال داریم روی آمریکا شروع می کنیم، بعد هم می رویم به اروپا. اینها را که درست کنیم، خاورمیانه و آسیا خودش آمادگی کافی دارد. من کمی نگرانی درباره استرالیا دارم که شاید تغییر مسیر تاریخ در آنجا دو سه ماهی طول بکشد، ولی بالاخره ما مامور به انجام وظیفه هستیم. خداوند خودش وقتی ببیند که داریم چه می کنیم، جواب می دهد.



ظهر یک گروهی از کامبوج آمده بودند. خیلی اهل صفا نبودند، ولی برای دعوت به اسلام خوب بودند. گزارشی دادند که قرار است چینی ها تا دوازده سال دیگر یک پالایشگاه بسازند برایشان و التماس دعا داشتند که نفت ایران را بخرند و معلوم بود که آدمهای بابصیرتی هستند. زنگ زدیم به معاون بازرگانی وزارت نفت و به او گفتیم نفت را به آنها بفروشد. می گفت اینها می خواهند به اقساط بخرند و ضامن شان اتیوپی است. پرسیدم اتیوپی وضع اقتصادی اش چطور است؟ گفت: فقیرترین کشور دنیاست. گفتیم ببرید بالاتر، یک گزارش بنویسند که اتیوپی از نظر اقتصادی جهش بزرگی کرده و منتشر کنند. هر چه برای از بین بردن فقر و بیچارگی تلاش کنیم، خداوند در نظر می گیرد. از نام شان نپرسیدیم و نان شان دادیم. قرار شد قرارداد ببندند. خداوند کمک مان کند.



عصر خیلی باصفایی داشتیم، برای نماز مغرب تمام سرداران عزیز جنگ که اهل نامه نویسی و شکوه نیستند و زن و بچه شان هم فتنه گر نیستند، آمده بودند برای ابراز ارادت. من بوی اینها را می شنوم یاد بهشت می افتم. با یکی دو نفری حرف زدیم، قسم خوردند که برنامه کودتا ندارند. چقدر اهل بصیرت هستند، چند موردی فحش به اکبرآقا دادند که من اگر شکی دارم برطرف شود. البته برطرف نشد، ولی به هر حال همین که دو کلمه ای حرف درست زدند، احساس کردیم دلشان برای انقلاب می تپد. پرسیدم اگر بنا باشد کودتایی کسی بکند، حالا یا ما بکنیم یا آنها، راهش چیست و چطور باید بشود؟ مواردی را گفتند که به ذهن سپردم، بعدا شاید به درد خورد. وسط جلسه آقای حدادعادل آمد. یک قصیده ای سروده بود که می خواست بعدا بخواند، ولی گفتیم همان جا خواند. چون قد من بلند است، من را به سرو تشبیه کرده بود، گفتم که می تواند به آفتاب هم تشبیه بکند. در مورد چشمم هم با هم توافق کردیم، قرار شد به چشمه زاینده و سیاهی گیسوان دلدار تشبیه کند. اصرار داشت که چفیه را یک جوری در شعر بیاورد، ولی به او گفتم بیشتر روی موی سفید و درایت و بلند نظری من بیشتر کار بکند. همه را یادداشت کرد. گفتم که شعرش را قبل از چاپ بدهد به علی معلم که او سکته های شعر را بگیرد.



ساعت چهار معاون وزارت راه و ترابری زنگ زد و گفت قرار است اتوبان بکشند و اصرار داشت که من نظر بدهم. قبلا جزو فرماندهان سپاه بود و از بیست سال قبل ارادتی دارد. گفتم نقشه را بیاورد که بررسی کنم. اطلاعاتی هم داد که بناست مجلس طرح یک فرودگاه را تصویب کند، و مخالف بود. دلایل خوبی هم داشت. به علی آقا زنگ زدم و گفتم تصویب نکنند. گفت که جلوی کار را می گیرد. مقداری بودجه می خواست برای دفاتر نمایندگان که دولت مخالفت کرده بود. گفتم که به دولت می گویم بدهند. گفت به جبهه پایداری بگویم که برای تهران نماینده معرفی نکنند. چون جبهه متحد تهران را می خواهد. فکر خوبی است. گفت احمدی نژاد را کنار بگذاریم یا نه؟ گفتم باید بیشتر فکر کنم. گفت: زیاد وقتی نمانده. گفتم نگران نباشید، خداوند ما را بیمه کرده. التماس دعا داشت که به آقا صادق اخوی اش هم زنگ بزنیم. گفت هر وقت می گویم شما به من زنگ زدید، صادق حسادت می کند. زنگ زدم به صادق، خیلی خوشحال شد، از دور صفا کرد. چند تایی پرونده داشت که گفته بود نمی داند متهم را آزاد کند یا اعدام کند. گفتم فردا جرم هر کدام را در دو خط بنویسد که من نظرم را بدهم. پرسید کسی را نمی خواهید آزاد کنیم یا بگیریم؟ هر چه فکر کردم کسی به ذهنم نیامد. گفتم نه، خداحافظی کردیم.



به وحید گفتم بخشنامه ای بدهد به سفارتخانه ها که جنبش مستضعفان اروپا، بخصوص جنوب اروپا را جدی بگیرند و روی انگلیس هم کار کنند. گفت اسپانیا بیشتر تحت نفوذ آتقی است، گفتم اسپانیا را از او بگیر، نماینده های سیستان و بلوچستان را بده به آنها. گفت: آنها را قرار است جبهه متحد بگیرد. گفتم بالمناصفه تقسیم کنند. وحید هم نگران است که این دولتی ها کار را از دست مان دربیاورند. گفتم نگران نباشد. ملت خودش پشتیبان ماست.



شب برنامه شب شعر داشتیم. همه آمدند و خیلی با صفا، دستبوسی کردند. دو سه نفری چفیه داشتند که مالیدم و دادم ببرند. چند تایی قند می خواستند، سه چهار قندان دادیم. آقای قزوه آمده بود، شعری هم درباره تنگه هرمز و وال استریت داشت که انصافا جلوی همه دشمنان را گرفته بود و اثرات تحریم را از بین برده بود. آقای میرشکاک هم قصیده غرائی سروده بود که مرا یاد انوری انداخت. وقتی حالش خوب است، عجیب طنینی دارد اشعارش. او هم آمد و صفایی کرد. جعفریان و زروئی نبودند، گفتند که جعفریان زکام دارد و زروئی زخم معده گرفته است و دکتر به او سفارش کرده که زیاد این طرف و آن طرف نرود. آقای فیض یک شعری داشت که قبلش داده بودند ببینم، به او گفتیم اگر نخواند بهتر است. نمی دانم چرا همه اینها قزوه را موضوع شعر می کنند. به این آقای قزوه باید بگوئیم در مورد وال استریت بیشتر شعر بگوید. گفت چشم. شب خوبی بود. اصولا من وقتی که شب شعر است، تبسم زیاد می کنم و عکس های خوبی می گیرند. وقتی به عکس های خودم نگاه کردم فکر کردم واقعا خداوند لطف بزرگی به من کرده، همواره قدردان مرحمت ایزدی باید باشم.



شب اخبار را نگاه کردم، این احمدی نژاد گفته است " آزادی در آمریکا دروغ است" بعضی اوقات آدم را امیدوار می کند. باید یک فکری به حالش بکنم. حیف که خاتمی و هاشمی وقتی دستوری به آنها می دهی ان قلت می آورند، وگرنه همین امشب این پسرک بی دین را برمی داشتم و یکی از آنها را می گذاشتم. هنوز تا یک ماه دیگر وقت مانده، باید زودتر تصمیمی گرفت. اواخر شب آقای جنتی زنگ زد و گفت که این هفته برای نماز جمعه نمی رود. سووال می کرد چه کنیم؟ گفتم خودم می روم. اگر خودم بروم جمعیت می آید و مملکت یک تکانی می خورد. بالاخره مردم فرق خزف و خرمهره را می فهمند.



علی،خامنه ای



S.E.Nabavi 
ادامه مطلب

آمار تیم پرسپولیس از بدو تاسیس تا به امروز



تیم فوتبال پرسپولیس تهران پرطرفدارترین تیم ایران و آسیا می‌باشد.

تیم فوتبال پرسپولیس در میان تیم‌های باشگاهی ایران با ۹ عنوان قهرمانی در لیگ و پنج عنوان قهرمانی جام حذفی و در مجموع با ۱۴ عنوان قهرمانی، پرافتخارترین تیم باشگاهی تاریخ ایران می‌باشد.

تیم فوتبال پرسپولیس تنها تیمی است که در کل ادوار برگزاری لیگ ایران همواره در بالاترین سطح آن بازی کرده است.به غیر از دو فصل اخیر ...

تیم فوتبال پرسپولیس دارای بیشترین لژیونر در بین تیمهای ایرانی‌ست.

محمود خوردبین، سرپرست تیم پرسپولیس در سال ۱۳۸۶ به همراه پرسپولیس تهران جام قهرمانی هفتمین دوره لیگ برتر را بالای سر برد تا صاحب رکورد بیشترین قهرمانی با یک تیم شود.

علی پروین با ۳ عنوان قهرمانی در لیگ و سه عنوان قهرمانی جام حذفی با عنوان مربی ، و سه بار قهرمانی در لیگ را با عنوان بازیکن در کارنامه خود دارد که از این حیث بعد از محمود خردبین پرافتخارترین بازیکن-مربی تاریخ لیگ به حساب می‌آید.

بهروز رهبری‌فر با شش عنوان قهرمانی، پرافتخارترین بازیکن لیگ است؛ پنج قهرمانی با تیم پرسپولیس و یک قهرمانی با پاس تهران.

قاطع‌ترین برد یک تیم در تاریخ لیگ مربوط به برد پرسپولیس تهران مقابل شاهین بوشهر در فصل ۷۳ و با نتیجه ۱۰-‍۱ بوده است که این نتیجه در تاریخ فوتبال ایران یک رکورد است و هنور هیچ تیمی در یک بازی لیگ موفق به دو رقمی کردن گل های خود نشده است.[۸۴]

تیم فوتبال پرسپولیس در بین سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ (۵ سال)،توانسته ۹ بازی پیاپی در شهرآورد تهران بازنده نباشد(شهرآورد ۴۱ تا ۴۹)و ۵ برد را بدست آورد(شهرآوردهای ۴۲،۴۳،۴۴،۴۶،۴۸)

پرگل‌ترین بازی شهرآورد تهران با نتیجه شش بر صفر به سود تیم فوتبال پرسپولیس تهران در جریان نخستین دوره جام تخت‌جمشید در ۱۶ شهریور ۱۳۵۲ به پایان رسیده است.

تیم فوتبال پرسپولیس با ۱۴ برد متوالی در لیگ آزادگان ۱۳۷۷ در این زمینه رکورددار است.

تاکنون مهدی مهدوی‌کیا، علی دایی و علی کریمی از پرسپولیس موفق به دریافت جایزه بهترین بازیکن آسیا شده‌اند.

علی دایی و علی کریمی تنها بازیکنان ایرانی هستند که در لیگ قهرمانان اروپا بازی کرده‌اند.

علی دایی که از باشگاه پرسپولیس لژیونر شده است، توانسته به عنوان تنها بازیکن ایرانی در لیگ قهرمانان اروپا گلزنی کند.

رکورد بازی‌های متوالی بدون شکست در لیگ مربوط به تیم فوتبال پرسپولیس در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳ است.

وینگو بگوویچ، رکوردار بیشترین حضور یک مربی خارجی در لیگ ایران است با ۱۹۴ بار هدایت تیم های فولاد خوزستان، پرسپولیس و پاس.

بازی پرسپولیس و الغرافه قطر در فروردین ۹۱ به عنوان پرتماشاگرترین بازی تاریخ لیگ قهرمانان آسیا شناخته شد.

بهرام مودت سنگربان پرسپولیس تهران در لیگ ۱۳۵۴ به مدت ۸۴۴ دقیقه دروازه خود را بسته نگه داشت که از این حیث رکورددار است.

محسن خلیلی با پیراهن تیم سایپا در لیگ ۸۴ مقابل راه‌آهن در یک بازی ۵ گل به ثمر رساند.

علی دایی در لیگ ۸۲ با پیراهن پرسپولیس تهران در یک بازی چهار گل به پگاه گیلان زد.[۸۵][۸۶] [۸۷] [۸۸][۸۹][۹۰]

دو تن ( علی کریمی و محسن بنگر ) از ۵ بازیکن برتر آسیا در سال ۲۰۱۲ از باشگاه پرسپولیس انتخاب شدند.[۹۱]

مهدی مهدوی‌کیا کاپیتان پرسپولیس در سال ۲۰۱۲ به عنوان یکی از ۱۱ بازیکن برتر قرن بیستم در تیم هامبورگ انتخاب شد.[۹۲]
 
 
 
از ویکی‌پدیا
ادامه مطلب